جلسه دوم

جلسه ی دوم

موضوع بحث: من کستم؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

گفته شد که (من) حکایت از ذات می کند و اختلاف و تفاوت آن به اختلاف ذات است. پس ماورای (من) ذاتی هست، و چون ذات (من) زنده است، و هر زنده فعلی دارد و بین ذات و فعل صفتی است، پس از (من) سه مفوم ذیل پدید می آید:

1. ذات 2. صفات 3 . افعال.

زیبا ونازیبا که به حسن و قبح معروف است و اگر حسن و قبح به حکم عقل باشد آن را حسن و قبح عقلی گویند. و اگر اثبات آن به شرع بود آن را حسن و قبح شرعی گویند. و اگر به عرف باشد عرفی می گویند. و بودن حسن و قبح امری است فطری و فطری از بدیهیات است و جای انکار ندارد.

اگر ذات نیکو و جمیل باشد و صفت زیبا و فعل حسن و هرسه علی الاطلاق باشند او خداوند متعال است که (فان الله جمیل و یحب الجمال) ([1])   از او هرگز قبیح صادر نمی شود، اگر چه آن قادر است. و اگر ذات و صفت و فعل هر سه قبیح و ناپسند او شیطان است که او (أبی و استکبر وکان من الکافرین)([2])! (أبی) فعل و قبیح او و (استکبر) صفت قبیحه او و (کان من الکافرن) ذات کافر و قبیح او.

خدواند مجرد است و بسیط، جسم نیست تا مرکب باشد و نفی ترکیب به معنای (صمدیّت). (الله الصمد) خداوند است. او غنی بالذات و مقصود تمام ممکنات است، او أحد است، لا ترکیب فیه، و او واحد است لا ثانی و لا ضد و لا ند و لا مثل له.

مقام احدیت مقام غیب و غیب الغیب است که لا یعلم ما هو الا هو. و مقام واحدیت مقام ظهور و بروز و ظاهر است که او جلّ جلاله باطن و ظاهر است.

آن چه بر غیب خدا دلالت می کند ضمایر است (انا و هو و نحن) است و آن چه بر ظهور دلالت می کند اسم است که مقام الاسماء و الصفات است، وما سوی آیینه رخ اسماء الله الحسنی و صفاته العلیا است. به ذات خداوند نمی توان رسید چون خداوند در ذاتش (محیط) است و کائنات و هستی معلول او و محاط او هستند و مستحیل است که محاط محیط خود را درک کند که مستحیل است که معلول ذات علت خود را بشناسد . و هر کس در ذات خدا فکر کند به گمراهی و ظلالت و کفر می رسد.

حسن و جمال ذات الله از نیکویی اسماء و زیبایی افعال و صفات او هویداست. و این ابداع و جمال در آفریده هایش نمایان است که تمام موجودات آینه حق و تجلیات و مظاهر اسماء و صفات است.

کل هستی امکانی در انسان کامل خلاصه شده است.

  أتزعم انک جرم صغیر

 

وفیک انطوی العالم الأکبر([3])

 

انسان کامل که صادر اول خداوند است پیامبر گرامی حضرت محمد رسول الله (ص) است که او اشرف کائنات و اعظم مخلوقات و روح اعظم و نور أتّم و فیض أقدس و جامع الجمع است.

ذات او حقیقت، و صفات و حال او طریقت، وافعال و اقوال او شریعت است، و سالک الی الله در مقام سیر و سلوک راهبر و مرشد و هادی والگو و اسوة حسنئ وقدوة صالحه او وجود نازنین رسول الله است (و لکم فی رسول الله اسوة حسنة) ([4]) و هر کس اگر به حسن مطلق و مطلق حسن می خواهد برسد و به مقام فناء فی الله نائل شود باید از راه نبی و امام معصوم باشد.

مبدا و منتهای انسان خداست (انا لله و انا الیه راجعون) ([5]) که جانش از روح خدا است (ونفحت فیه من روحی) و سرانجام او خدا است (انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه) ([6]) (والیه تصیر الأمور) ([7]) (والی ربک المنتهی) ([8]).

سالک حق در سیر و سلوکش از آغازین تا سرانجام با شریعت و طریقت و حقیقت به کمال مطلق و مطلق کمال می رسد، از اول تا آخر باید همراه این سه امر باشد تا افعال و اقوال او با حسن شریعت زیبا گشته و فات احوال او با زیبایی طریقت نیکوگردیده و ذات او بانیکویی حقیقت نورانی شده باشد. هر ذاتی فعلی دارد و هر فعلی و ذات صفتی دارد و هر سه زیبا و نیکو هستند و یا ناپسند و قبیح و بین حسن و قبح تقابل وجودی است که جمعشان نشاید مانند نور و ظلمت.

اگر ذات (حق و حُسن) باشد نور و علم است، و اگر باطل و قبیح باشد ظلمت و چهل است و هر ذاتی جلال و جمال و کمال دارد، و این معنی در صفات افعال نیز صادق است.

ذات خداوند جمال و حق و نور است (الله نور السماوات والأرض)، ([9]) (هو الحق) ([10])، (ان الله جمیل و یحب الجمال) ([11]) و فعل او نیز زیباست که (لا یفعل القبیح) و صفات او و اسماء الحسنی او نیز کمال حسن را داراست او نور مطلق و مطلق نور است و دشمن او شیطان عصاره زشتی ها و ظلمت ها و رذائل است و منیّت انسان بین (انا الله) و (انا الشیطان) قرار گرفته اگر تابع (خطوات الشیطان) ([12]) شود و هوای خود خدایش گردد، و نفس أمّاره بسوء او بر او غلبه کند، پس او شیطانی خواهد بود، دیگر خودخواه و خودبین و خودپسند خواهد بود دائم از (من شیطانی) دم می زند که حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: نگویید من، من از شیطان است . شیطان فقط خود را می دید و از سجده و امر اللهی نافرمانی کرد، وبر ابایی خود استکبار ورزید تا به حد کفر رسید (ابی و استکبر و کان من الکافرین) ([13]). ولی حضرت أدم (ع) گرچه ترک اولی کرد و از درخت نهی شده استفاده کرد (وعصی ربه) ([14]) (غوی) (ازلهما الشیطان) ([15]) اما هنگامی که متوجه خطای خود شد استغفار کرد و فرمود: (ربنا ظلمنا أنفسنا) ([16]) که اعتراف بالخطا(عند الرب) فضیلت است و از صفات خوب و پسندیده است. پس آدم خوب بود اگر چه فعل او عصیان بود و به خاطر صفت خوب و اعتراف به گناه ذاتش نیکوگردید، و به موطن حقیقی خود که (نفخت فیه من روحی) بود دوباره برگشت، و شیطان نتوانست او را گمراه کند.

بنابراین انسان یا از راه بندگی و عبادت به مقام فناء فی الله برسد که (العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة) ([17]) و(صبغة الله فمن احسن من الله صبغة) ([18]) و کار خدایی کند که دستش ید الله شود.

در حدیث قدسی آمده است : (عبدی أطعنی حتی اجعلک مثلی اقول للشیء کن فیکون و تقول للشیء کن فیکون) ([19]) بنده من از من اطاعت کن تا مانند خودم قرارت دهم و همان طور که من در مقام خلق کن فیکون کنم تو هم چنین مظهریت و قدرت پیدا می کنی. و یا این که در اثر کثرت گناه و معصیت و عدم توبه خالص دل او سیاه شود و یک شیطان انسی تمام عیار گردد (الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة والناس) ([20]). پس انسان یا کار خدایی کند اگر ذات وصفت او زیبا باشد و یا مجمسه شیطان شود هنگامی که ذات و صفت او قبیح و ناپسند باشد.

چهارده معصوم: نبی اکرم (ص) و فاطمه زهرا (س) و دوازده امام معصوم (ع) مظهر تام اسماء الله و صفات خداوند هستند و از انوار قدسیشان و فیض أقدسشان جهان بدید آمد (نحن صنایع ربنا الخلق بعد صنایعنا)([21]) آنان مظهر رحمانیت و رحیمیت خداوند متعالند. رحمانیت خدا شامل مؤمن و کافر است و رحیمیت و مهربانی او خاص مؤمنان است، او رحمان و رحیم است.

امام زمان (عج) قطب عالم امکان، حجت خدا، ناموس دهر، مظهر رحمانیت خداوند است که (بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الأرض و السماء) ([22]) وهو (السبب المتصل بین السماء والأرض) ([23])، (ولولا الحجة لساخت الأرض باهلها) ([24]).

وعظمت ماه مبارک رمضان به نزول وحی و قرآن است که در شب قدر اتفاق افتاده (انا انزلناه فی لیلة القدر) ([25]) و برکت خیریت مستقر و مستمر و خیر شب قدر و برکت آن استمراریت دارد، عظمت شب قدر به امام زمان (عج) است که هر سال روح اعظم که ملکی است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل با افواجی از ملائک مقرّب حق بر او فرود آیند تا تقدیرات کل سال (کل امرحکیم) ([26]) را خدمت حضرت عرضه کنند تا شاهد و حجت خلق باشد.

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الله و مهمانی خداوند است و اوج مهمانی که سفره اسماء الله را باز می کنند شب قدر است، و انسان مؤمن مکلف (زن و مرد) همه به این مهمانی دعوت شدند تا از علم و قدرت و حیات خدا بهره ببرند و (انا الانسان) خود به (انا الله) وصل شود تا مظهر او و تجلی حق گردد. به امید آن لحظه جاودانه آن نفحه قدسی (الا لله ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات فتعرضوا لها) ([27]).

ایها الطلاب الذی فی المدرسه

 

کلما حصلتموه وسوسه

ذکرکم ان کان فی غیر الحبیب

 

مالکم فی النشأة الاخری نصیب

والسلام.


 



(([1] .وسائل الشیعة: 3/340.

(([2] .بقره: 34.

(([3] . دیوان منسوب به امام علی (ع).

(([4] .احزاب: 21.

(([5] .انشقاق:3.

(([6] .نجم: 42.

(([7] .حج:

(([8] .بقره: 168.

(([9] .بقره: 156.

(([10] .شوری:53.

(([11] .نور: 35.

(([12] .وسائل الشیعه 3/340.

(([13] . بقره: 34.

(([14] .طه: 121.

(([15] .بقره: 36.

(([16] .اعراف: 32

(([17] . میزان الحکمه: 71/316، مصباح الشریعة،  با 100.

(([18] .بقره: 138.

(([19] . جواهر السنیه: 361 ، بحار الانوار، 93 ،  37، روایت را علم الیقین، 2 10 ، مشارق انوار التعین ، 69.

(([20] .ناس: 5.

(([21] . بحار الانوار: 53.

(([22] .دعای عدیله.

(([23] .دعای ندبه.

(([24] .بحار: 36/316.

(([25] . قدر: 1.

(([26] .دخان: 4.

(([27] . بحار: 71/221.