جلسه هفتم

جلسه ی هفتم

موضوع بحث: من کیستم؟!

قال الله تعالی فی محکم کتابه و مبرم خطابه الکریم:

(انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادراک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر) ([1]).

شب های قدر دارای عظمت زیادی است که قابل درک نمی باشد و عظمت و جلالت شب قدر به حضور قطب عالم امکان امام زمان (عج) که روح القدس و ملائکة مقربین بر او فرود می آیند تا حوادث روزگار یک ساله را تقدیم آن حضرت کنند.

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الله است که این ضیافت الهی یا تکوینی است و یا تشریعی است که ضیافت تکوینی بر سر سفره رحمانیت خداست و ضیافت تشریعی بر مائده رحمیت خداست. تمام خلایق در ضیافت الرحمن هستند و این ضیافت تکوینی است که اختیاری نیست و هر چه هست جبر است و غذای مهمانان این ضیافت تکوینی تسبیح است و همه کائنات و موجودات تسبیح گویانند (ما من شیء الا و یسبح بحمده) مهمان خدا هستند که معنای ضیافت از اضافه آمده است و مهمان به صاحب خانه اضافه می شود و مخلوقات خدا به او اضافه می شوند و این ضیافت به معنای اعم است که تمام موجودات از سفره رحمانیت خدا بهره می برند و این ضیافت تکوینی است و اما ضیافت تشریعی که ضیافت اختیاری است گاهی ضیافت زمانی است که خداوند تمام مسلمانان مکلف را دعوت کرده در یک زمان خاصی که ماه مبارک رمضان است تا مهمان.

او باشند ولی ضیافت خدا ضیافت روح است و مانند ضیافت زمینیان نخواهد بود که ضیافت مردم ضیافت خورد و خوراک و آشامیدن و استراحت و خواب است ولی ضیافت الله جوع و عطش و بیداری و تهجد و دعا و تلاوت قرآن است ضیافت الله ضیافت آسمانیان و ملائک قدسی و عرشیان است. ضیافت روحانی است و این ضیافت بالمعنی العام است که عامه مسلمانان مکلف در آن شرکت کردند و یک ضیافت رحیمی تشریعی اختیاری دیگری هم داریم که ضیافت بالمعنی الخاص است و آن باعتبار مکان خاصی و زمان خاصی که همان ضیافت در ایام حج در سرزمین مکه مکرمه فی ایام معلومات است که تمام حاجیان مهمان خداوند متعال هستند و دعوت نامه این ضیافت در شب قدر نوشته می شود که در حدیث آمده (یخرج صکاک الحاج) ([2]) این ضیافت با دیگر ضیافتها فرق می کند و هر کسی موفق به زیارت خانه خدا نمی شود که در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است (من تهیأ للحج ثم حرمه منه فبذنب حرمه)([3]) اگر کسی برای حج مهیا شد ولی از رفتن محروم گشت بداند که به سبب گناهی محروم شده است.

گذرنامه حاجیان زن و مرد در شب قدر امضاء می شود و دیگر یک ضیافت بالمعنی الاخص داریم که زیارت امام معصوم امام آمده است مانند امام رضا (ع) که زوار آن حضرت طبق روایات (اکرم الوفود علی الله) هستند و این یک سر بزرگی دارد که در (الانفاس القدسیة فی اسرار الزیارة الرضویة) آورده ام و چاپ کردم و اکنون مجال آن نیست تا بیان کنم، بنابراین ضیافت الله یا تکوینی است که ضیافت بالمعنی الاعم است و یا تشریعی و آن با بالمعنی العام که ماه رمضان است و یا بالمعنی الخاص که زیارت خانه خدا است و یا بالمعنی الاخص که زیارت امام معصوم مانند امام رضا (ع) است.

شب قدر یک شب است ولی شب های قدر طبق آن چه که از روایات استفاده می شود سه شب می باشد که در شب اول یعنی شب 19 ماه رمضان مقدرات الهی نوشته می شود و در شب 21 ماه رمضان آن نوشته ها امضاء می شود منتها جا برای تغییر حوادث به احسن و یا أسوء وجود دارد مثلاً اگر نوشته شود که در سال آینده چیزی مقدر شده که بلایی بر فلان شخص نازل شود. اگر آن شخص در شب قدر 19 و 21 دعا و نیایش کند می تواند آن مقدرات را به احسن وجه تبدیل کند که (ان الدعا یرد القضا ینقضه کما ینقض اسلک و قدم ابرم ابراماً) ([4]) و عظمت شب قدر به احیاء آن می باشد باید در تمام شب بیدار باشیم و در روایت آمده که حضرت سیدة النساء فاطمه الزهرا (س) در روز حسنین و زینبین که کودکانی بودند آنان را می خوابانید تا شب بیدار باشند و اگر خواب به سراغ آن ها می آمد با حلوی آن را معالجه می کردند تا احیای شب قدر را درک کنند و این یعنی که بچه ها هم بیداریشان در شب قدر اثر خاصی دارد و اگر یک خانواده در شب قدر بیدار باشند این خودش برای آنان سعادت و خوشبختی می آورد که به تجربه رسیده است و لذا افراد می توانند با شب بیداری لیلة القدر سرنوشت خود را تغییر دهند. اما شب 23 ماه مبارک رمضان شب ابرام است و دیگر کار تمام است در این شب به نامه اعمال مهر زده می شود و راه برگشتی نیست. و عظمت رحمت واسعه خداوند متعال در شبهای قدر متجلی می شود و بروز پیدا می کند.

روزه گرفتن ایام ماه مبارک رمضان قبل شب قدر در واقع مقدمه ای است برای حرمت و عظمت نگهداشتن شب قدر است مانند احرام بستن حاجیان قبل از دخول به حرم امن خداوند متعال است و عظمت ضیافت تشریعی خدا در ماه مبارک رمضان و ایام حج و زیارت امام بخاطر وجود مقدس انسان کاملی است که جامع الجمع اسماء الله و صفات خدا است. عظمت حج به عرفه است که اگر عرفه نبود حج باطل خواهد بود و عظمت عرفه به وجود امام زمان (عج) و حضورش در آن سرزمین مقدس است و اما ضیافت بالمعنی الاخص که همان ضیافت امام رضا (ع) که در روایت آمده است (اکرم الوفود علی الله) اند یعنی زائرین حضرت رضا (ع) گرامی ترین مهمانان خدا هستند و این یکن فلسفه بسیار عمیق دارد که بحث مفصلی می طلبد. از امام جواد (ع) پرسیدند که زیارت جدت امام حسین (ع) افضل است و یا پدر گرامیتان؟ آن حضرت فرمودند: (زیارة ابی افضل) جویای علت شدند حضرت فرمود (فان ابی لا یزوره الا الخواص من شیعتنا) ([5]) با این که هر کس زیارت امام حسین (ع) را درک کند یعنی خدا در عرش زیارت کرده است و هر قدمی که زائر در این راه بر می دارد از گناهان او بخشیده می شود، ولی بازهم با مقایسه زیارت امام رضا (ع) زیارت آن بزرگوار افضل است چون خواص شیعه اثنی عشری که فرقه ناجیه اند به زیارت آن بزرگوار به عنوان (امام مفترض الطاعة) مشرف می شوند نه به عنوان یکی از اولیاء خدایا قطبی یا از اقطاب که بعضی از صوفیان قائل اند. زیارت امام حسین(ع) مسلمانان سنی و یا شیعه اسماعیلی و یا زیدی به جا می آورند که آنان از فرق باطله هستند ولی امام رضا (ع) را زیارت نمی کند به عنوان امام مفترض الطاعة مگر شیعیان اثنی عشری که همان خواصی شیعتنا هستند.

عظمت ماه رمضان به عظمت شب قدر است و عظمت شب قدر به عظمت امام زمان است. در ادامه بدین جا رسیدیم که (من انسانی) بین (من الهی) و (من شیطانی) قرار داده شده است که اگر انسان ذات او و صفات او و افعال او جمیله و حسنه و زیبا شود پس (من) او در (من) الله فانی می شود و رنگ خدایی پیدا می کند که دید و شنود او خدایی می گردد، و اگر ذات او و صفات او قبیح و زشت شود (من) او (من شیطانی) خواهد شد و مظهر شیطان می شود و مقصود از خلقت انسان تکامل او و به خدا رسیدن است که مطلق الکمال وکمال المطلق است . و رسیدن به کمال مطلق مقتضیات و عللی دارد که مهمترین آنان اصلاح سریره و آخرت و بینی و بین الله است.

مهمترین عامل موفقیت در این راه اطاعت از خدا و رسول خدا و خاندان او و محبت و ولایت آنان می باشد، کسی که می خواهد به خدا برسد راه او بسیار کوتاه است که در دعای ابی حمزه ثمالی آمده است (وعلمت ان الراحل الیک قریب المسافة) و در دعای روز مبعث (27 رجب) آمده است (و علمت ان أقرب الطرق الیک عزم اراده ارادها بک که همان راه محبت است و خلاصه همانطور که بزرگان فرمودند با دو قدم می توان به خدا رسید که قدم اول (من خاف مقام ربه) و قدم دوم (ونهی النفس عن الهوی) وقدم سوم بهشت است (فان الجنة هی الماوی) ([6]) گام اول این است که انسان از مقام و جلال خدا بترسد، و باید با نفس خویش مبارزه کند، و برای شروع این کار جهاد اکبر است باید از شکم خود شروع کرد به این معنی که مشتهیات شکم را کم کنیم، بزرگی می فرمود که عارفی می خواست نان را با تخم مرغ بخورد دید که به آن اشتها دارد در مقام مبارزه با نفس خود بودند و می خواستند غذا را برای خدا بخورد تا بر عبادت خدا قوتی پیدا کنند لهذا بخاطر مجاهده نفس خویش نان را تنها خورد و سپس تخم مرغ را میل کرد که هم برای قوت خورده باشد و هم با هوای نفسانی مقابله و مبارزه کرده باشد. کسی که می خواهد گام در این راه بردارد ابتدای راه جلوگرفتنی مشتهیات شکم است و با یک غذا شروع می کند البته اول کار بسیار سخت خواهد بود ولی به مرور زمان عادی می شود و خلاصه انسان تکامل یافته  باید در راه کمال قدم بردارد باید از هر چیزی که نام خدا بر آن نباشد پرهیز کند و از آن دوری کند که در دعای حضرت سجاد (ع) آمده است (و استغفرک فی کل لذة لیس فیها اسمک) یعنی از هر چیزی و هر لذتی که نام تو بر آن نباشد از آن استغفار می کنم یعنی آن را برای خود گناه می دانم و هر چیزی که نام خدا بر آن نباشد حکم میته را دارد و قلب را می میراند و باید از آن دوری کرد. ومقتضی کمال باید باشد تا انسان به خدا برسد و (من) او (من) الله شود و آن مقتضی اصلاح نفس است، و مخالفت با هوای نفس است باید موانع راه را بر طرف کرد بالخصوص موانعی که در دعای ابی حمزه ثمالی آمده است دوازده مانع را یاد کرده در مقطعی زیبا از دعا حضرت می خوانند (مالی کلما اقول قد صلحت سریرتی و قرب من مجالس التوابین مجلسی عرضت لی بلیة ازالت قدمی و حالت بینی و بین خدمتک سیدی:

1. لعلک عن بابک طرد تنی (شاید از درگاهت مرا راندی)

2. و عن خدمتک نحیتنی (واز خدمتت بدور کردی)

3. او لعلک رأیتنی مستخفاً بحقک فأقصیتنی (یا شاید که مرا دیدی سبک شمارم حقت را پس دورم کردی).

4. او لعلک رأیتنی معرضاً عنک فلقیتنی (یا شاید دیدی رو گردانم از تو و بدم واششی).

5. او لعلک وجدتنی فی مقام الکاذبین فرفضتنی (یا شاید یافتی مرا در مقام دروغ گویان و دورم انداختی).

6. او لعلک رایتنی غیر شاکر لنعمائک فحرمتنی (یا شاید دیدی شکر گذار نعمت هایت نیستم پس محروم ساختی مرا).

7. او لعلک فقهتنی من مجالس العلماء فخذلتنی (یا شاید مرا در مجالس علما نیافتی پس خوارم داشتی).

8. او لعلک رأیتنی فی الغافلین فمن رحمتک آیستنی (یا شاید دیدی از غافلانم پس در رحمتت نا امیدم کردی).

9. او لعلک رأیتنی الف مجالس الباطلین فبیتنی و بینهم خلیتنی (یا شاید دیدی که هم انس مجالس بیهودگانم و مرا با آن ها گذاشتی).

10.                   او لعلک لم تحب ان تسمع دعایی فباعدتنی (یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس دورم کردی).

11.                   او لعلک بجرمی و جریرتی کافیتنی (ویا شاید به جرم من و گناهم کیفرم دادی).

12.                   او لعلک بقلة حیاتی منک جازیتنی (یا شاید کم شرمیم از تو مجازاتم کردی).

آری ای یاران و ای دوستان ای سربازان امام زمان (عج) با شبهای قدر می توان ره صد ساله یک شبه طی کرد. در زمان حضرت آیت الله بروجردی (ره) شخصی در شب قدر بی حال بوده و نمی توانست دعا بخواند لذا تا سحر بیدار نشست و به رُخ آیت الله بروجردی خیره شده بود نگاه می کرد و پیش خود می گفت: (النظر الی وجه العالم عبادة) ([7]) وآیة الله بروجردی سید العلمای زمان خود است پس دیدن او ثواب دارد در وقت سحر بوی خوبی استشمام کرد که نشانه درک شب قدر است و به او گفته­اند (در عالم معنی) که عمل تو مقبول است و شب قدر را درک کردی یعنی سعادت دنیا و آخرت را برای خود تضمین کردی. البته راه های گوناگونی برای فهمیدن و درک کردن شب قدر وجود دارد که امیدوارم و از ایزد متعال می خواهم تا تمام دوستان امیر المؤمنین و شیعیان آن حضرت فیوضات شبهای قدر را درک کند و به علامت شب قدر برسند و آن را بیابند.

باید موانعی که گفته شد بر طرف کنیم زیرا با مقتضی تنها معلول از علت محقق نمی شود بلکه با وجود مقتضی و عدم مانع و با معد و شرایط از علت صادر می شود و تا موانع هست از معلول خبری نیست این یک حقیقتی است اجتناب ناپذیر. دوستان وقت تنگ است که جرس بانگ رحیل به گوش می رسد و باید از ضیافت الله کمال بهره مندی را ببریم و به کمال برسیم که همان مقام فناء فی الله است و (انا الانسان) ولیّ (انا الله) شود که (الله ولی الذین آمنوا بخرجهم من الظلمات الی النور) ([8])، (والعلم لیس بکثرة التعلم انما العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء ان یهدیه) هدانا الله و ایاکم لما فیه الخیر و الصلاح و سعادة الدارین و التوفیق و التسدید لندرک لیالی القدر علی احسن حال یحبه الله ان یکون علیه احد من اولیائه آمین یا رب العالمین. وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

والسلام

 

 



(([1] . قدر: 1 ـ 3.

(([2] . بحار الانوار: 94/20.

(([3] . وسائل الشیعة: 8/97.

(([4] . اصول کافی کتاب دعا باب 3 حدیث 1.

(([5] . بحار الانوار: 99/38.

(([6] . نازعات: 41.

(([7] . میزان الحکمة: 3/2070.

(([8] . البقرة : 257.