آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمام شیعیان حضرتش تسلیت باد
  • عيد الله الاكبر، عيد الولاية، عيد غدير بر تمام شیعیان جهان مبارک باد
  • برنامه زنده حاج سيد عادل علوي به مناسبت عيد عید قربان سال 1440هـ شبکه الإمام الرضا (علیه السلام )
  • میلاد امام علی بن محمد الهادی (علیه السلام) بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • مراسم سخنرانی حاج سيد عادل العلوي در مشهد مقدس و استان قدس رضوی
  • شهادت جانگداز حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام بر تمام شعیان حضرتش تسلیت باد
  • شهادت حضرت امام جواد علیه السلام تسلیت باد
  • قسمت هفتم از مقاله من (کیستم) نوشته حاج سید عادل علوی در شماره ششم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • قسمت ششم از مقاله من (کیستم) نوشته حاج سید عادل علوی در شماره پنجم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • قسمت پنجم از مقاله من (کیستم) نوشته حاج سید عادل علوی در شماره چهارم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام دوستداران و شیعیان حضرتش مبارک باد
  • شهاىت امام جعفر بن محمدالصادق علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • قسمت چهارم از مقاله من (کیستم) نوشته حاج سید عادل علوی در شماره سوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • قسمت سوم از مقاله من (کیستم) نوشته حاج سید عادل علوی در شماره دوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • برنامه شب های قدر ماه مبارک رمضان 1440ه.ق _ 1398 ه.ش
  • شهادت مظلومانه حضرت علی علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • سخنرانی ماه مبارک رمضان سید عادل علوی 1398
  • پایان مراسم سالگرد مرحوم ایت الله سید علی علوی
  • سی و هفتمین سالگرد ارتحال عالم ربانی آیت الله مرحوم سید علی علوی
  • نیمه شعبان سالروز ولادت حجة بن الحسن العسکری حضرت اباصالح المهدی بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    میلاد با سعادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بر شما مبارک


    بسم الله الرحمن الرحیم

    میلاد مدافع ولایت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

    بیستم جمادی الثانی، روز خجسته و مبارکی است؛ پنج سال پس از بعثت پیامبر خاتم صلی اللّه علیه و آله و سلّم بدر اتمّ خاندان رسالت از افق عصمت درخشید و خیر کثیر، انسیّه حوراء، سیده نساء، کوثر نبوت، مدافع ولایت، فاطمه زهرا سلام اللّه علیها چشم به جهان گشود.

    فاطمه کیست؟

    بهتر است زهرای اطهر سلام اللّه علیها را از سفارش های رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در معرفی او که تا آخرین ساعات عمر پیامبر (ص) ادامه داشت، بشناسیم.

    به راستی رسول خدا(ص) چه مقصدی دارد که دست زهرا را گرفته و به مردم این گونه معرفیش می‏کند:

    «مَن عَرَفَ هذِه فَقَد عَرَفَها وَ مَن لَم یَعرِفها فَهِی فاطمَةُ بِنتُ مُحَمَّد، وَ هِیَ بَضعَةٌ مِنّی، وَ هِیَ قَلبِیَ الَّتی بَینَ جَنبَیَّ، فَمَن آذاها فَقَد آذانی وَ مَن آذانی فَقَد آذَی اللّه»(.

    هر که او را می‏شناسد که می‏شناسد و هرکه نمی‏شناسد بداند او فاطمه(س) دختر من است و پاره تن من و قلب من است، هرکسی او را بیازارد مرا آزرده و هرکه مرا بیازارد خدا را آزده است.

    چقدر پر معناست که پیامبر اکرم(ص) پس از نزول آیه تطهیر تا آخرین روزهای حیاتش صبحها برای اقامه نماز صبح بر در خانه زهرا (س) بایستد و این آیه را با صدای بلند بخواند.

    «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» و پرمعناتر احترام شگفت آور حضرت رسول (ص) است نسبت به زهرا(س) تا آن حدّ که در برابر او می‏ایستد و دست و سینه او را می‏بوسد و می‏فرماید: من از زهرا بوی بهشت استشمام می‏کنم، پدرش فدای او باد.

    این احترام تا آنجا پیش می‏رود که آخرین خانه‏ای که برای سفر و جنگ از آن خارج می‏شود و نیز نخستین خانه‏ای که پس از مراجعت داخل می‏شود خانه زهراست.

    تعبیرهایی مثل: محبّت زهرا(س) باعث جدایی از آتش است، او ملاک حق و باطل و میزان سلم و حرب است، اگر زهرا نبود برای علی کفوی نبود، زهرا از نور عظمت خدا آفریده شده است، نخستین شخصی که داخل بهشت می‏شود زهراست، من از زهرا هستم و او از من است، فاطمه پاره تن من است، غضب فاطمه غضب خداست، فاطمه برگزیده خداست، فاطمه حوریّه‏ ای است در صورت انسان، فاطمه ام ابیهاست و...

    این گونه تعبیرها و معرّفی کردنها عادی و معمولی نیست. گویا رسول خدا(ص) علاوه بر بیان عظمت و فضایل زهرا(س) مقصد دیگری را هم تعقیب می‏کند و می‏خواهد برای هدایت مردم نشانه و حجتی و برای علی(ع) پشتوانه و یاوری بگذارد.

    و این امّت چه ناسپاس بودند که پس از این همه تجلیل حضرت رسول(ص) از دخترش با چشم از جهان بستن پیامبر(ص) کینه‏های بدریّه و حنینیّه و خیبریّه زنده شد و برای خاموش ساختن نور ولایت در سقیفه هم داستان شدند و علم نفاق برافراشتند و به سمت خانه زهرا هجوم بردند. و این دختر رسول خدا(ص) زهرای اطهر است که باید از حریم ولایت و جان علی دفاع کند چون درد زهرا درد خودش و زخمهایش نیست بلکه درد محرومیّت همه انسانها از وجود علی(ع) و فقدان ولی اللّه است.

    پس از آن که سران کودتا علی را به بیعت فرا خواندند و او امتناع ورزید، فرمان هجوم به خانه زهرا(س) این اولین سنگر ولایت صادر شد و سرکرده نفاق به همراه جماعتی از آزاد شده‏ های قریش به طرف خانه فاطمه (س) همان خانه‏ ای که جبرییل بدون اذن وارد نمی‏شد هجوم برده و گفت: اگر برای بیعت بیرون نیایید خانه را با اهلش به آتش خواهم کشید و او که از بالا گرفتن احساسات مردم وحشت داشت، فریاد دادخواهی زهرا (س) را در نعره ‏های خود گم کرد و با فرمان او بیت وحی در محاصره آتش درآمد، دود غلیظی فضای خانه را فرا گرفت، لگدی به در نیم سوخته زده شد و زهرا(س) که جای مناسبی پشت در نداشت بین در و دیوار ناله جانسوزش به آسمان برخاست که عرشیان را به ضجّه آورد. صحنه آنقدر جانکاه بود که عدّه‏ای از مهاجمان با همه سنگدلی از همانجا برگشتند امّا سران توطئه ماندند و با آن که زهرا(س) توان کافی در بدن نداشت از بردن علی(ع) ممانعت کرد که ناگهان تازیانه‏ ای فراز رفت و فرود آمد و برسینه آسمانی خطی از خون کشید و پنجه ‏ای، پنجه آفتاب را به سیاهی کشاند و زمین را گلگون کرد. و دو گوشواره افتاده و میخ در بر آنچه گفتیم شاهدند.

    زهرا اولین مدافع ولایت برای دقایقی از پا افتاد. رجّاله‏ ها علی(ع) را به مسجد بردند و با شمشیر برهنه و تهدید به مرگ از علی(ع) بیعت می‏خواستند. و او حاضر به بیعت نبود. زهرای زخمی و خسته همین که از اشک های زینب و کلثوم به صورتش می‏ریخت به هوش آمد و بلافاصله پرسید: «اَینَ عَلی؟» و تا شنید که او را به مسجد برده ‏اند تاب نیاورد گرچه توان ایستادنش نبود امّا علی را هم نمی‏ توانست تنها بگذارد چون می‏ دانست اگر دیر به مسجد برسد شاید دیگر هرگز امامش را نبیند. بی درنگ به طرف مسجد حرکت کرد فضّه و زنان بنی ‏هاشم گردش را گرفته بودند. پیراهن رسول خدا(ص) بر سر و دست حسنین در دست، چشمش به علی(ع) افتاد که در محاصره شمشیرهاست چندین بار صیحه زد، گریه امانش نمی‏داد، هق هق گریه مسجد را برداشت همه بر معصومیت زهرا(س) و مظلومیت علی(ع) گریستند گویا در و دیوار هم می‏گریست! ناگهان طنینی خدایی در فضای مسجد پیچید که: خلّوا ابن عمّی فوالّذی بعث محمّداً بالحق لئن لم تخلّوا عنه...

    رها کنید پسرعمویم را، قسم به خدایی که محمّد (ص) را به حق فرستاد اگر دست از وی برندارید پیراهن رسول خدا(ص) را بر سر افکنده و در برابر خدا فریاد برخواهم آورد و همه را نفرین می‏کنم. به خدا نه من از ناقه صالح کم ارج ترم و نه کودکانم از بچه او کم قدرتر.

    آنگاه دست حسن و حسین (علیهما السلام) را گرفته به طرف قبر رسول خدا(ص) حرکت کرد.

    علی علیه السلام صدا زد سلمان فاطمه را دریاب، گویا دو طرف مدینه را می‏نگرم که به لرزه درآمده به خدا قسم اگر فاطمه در کنار قبر رسول خدا(ص) نفرین کند زمین آنها را در کام خود فرو می‏برد.

    سلمان سراسیمه خود را به زهرا(س) رساند و گفت: ای دختر محمّد (ص) خداوند پدرت را مایه رحمت جهانیان قرار داده از این مردم درگذر و نفرین مکن.

    زهرا فرمود: سلمان چه جای صبر است می خواهند علی را بکشند مرا رها کن...

    خلیفه هنگامی که اوضاع را دیگرگون دید چاره‏ای نداشت جز رهانمودن علی(ع) و علی هم نگاهی پرمعنی به آن مردم مفلوک افکند و به سوی تنها مدافع و فدایی خود زهرا رفت. زهرا در حالی که از صبر علی در شگفت بود، گفت:

    «روحی لروحک الفدا و نفسی لنفسک الوقاء یا ابا الحسن ان کنت فی خیر کنت معک و ان کنت فی شرّ کنت معک».

    جانم فدایت و سپر بلایت ای ابا الحسن همواره با توأم چه در خوشی و چه در سختی‏ها و با هم به سوی خانه برگشتند.