زندگینامه ◄

زندگی نامه

مراکز و موسسات

اساتید



اساتيد حضرت عالي در دوره‌ي مقدمات، سطح و خارج چه كساني بودند؟

كتاب عقايد الاماميه‌ي مرحوم مظفر را خدمت مرحوم پدرم خواندم. بعد ادامه‌ي علم كلام را تا مدت 3 سال در مدرسه‌آية الله گلپايگاني نزد شيخ عبدالقائم شوشتري، كه الان امام جمعه هستند، خواندم. رد فرقه بهائيه را هم در مدرسه ي آية الله گلپايگاني نزد شيخ قدرت الله نجفي خواندم –در اينجا اسامي افراد را با عنوان آية الله ذكر نمي‌كنم، با حذف القاب نام مي‌برم- شرح باب حادي عشر را خدمت غلامرضا صلواتي و شيخ علي پناه خواندم – خدا حفظشان كند – البته شرح تجريد را به عنوان درس نخواندم، امّا تقريباً چهار بار آن را تدريس كرده‌ام كه ضبط هم شده و نوار آن موجود هست، كه به زبان عربي و در روي سي‌دي مي‌باشد. در علم اخلاق، اول جامع‌السعادات را خدمت مرحوم پدرم خواندم. بعدش يك استادي داشتيم به نام شيخ عبدالكريم حامد كه شاگرد مبرز و بيست و پيج ساله‌ي مرحوم شيخ رجب‌علي خياط بود، من پنج سال خدمت ايشان بودم. خدمت حضرت آية الله العظمي نجفي مرعشي هم به عنوان درس اخلاق و عرفان حاضر مي‌شدم. در علم صرف و نحو هم قسمت اول نحوالواضح را خدمت سيد حسين صدر و شش جزء آن را خدمت مرحوم پدرم خواندم. شرح ابن عقيل را نيز خدمت مرحوم پدرم خواندم. سيوطي را خدمت شيخ غلامرضا عالمي و مغني اللبيب را خدمت سيد جواد طالقاني در مدرسه‌ي آية الله العظمي گلپايگاني خواندم. اما در علم معاني و بيان، بلاغة‌الواضحه را نزد پدرم خواندم. مختصر المعاني را نزد شيخ حسن تهراني خواندم و مطول را هم نزد سيد محسن جرجاني، (موسوي گرگاني) در مدرسه‌ي حجتيه خواندم. اما در علم منطق، منطق مظفر را خدمت پدرم خواندم. حاشيه ملاعبدالله را نزد شيخ زين العابدين باكويي خواندم. منطق منظومه را هم نزد شيخ انصاري شيرازي خواندم. در فلسفه هم، قسمت اول منظومه را نزد شيخ انصاري شيرازي خواندم و قسم دوم آن را خدمت آقاي محمد گيلاني خواندم. پيج جلد از اسفار را هم خدمت سيد رضا صدر، خواندم. محاضرات كه شرح منظومه است در درس شهيد مطهري، حاضر مي‌شدم. ايشان قبل از انقلاب روزهاي پنج‌شنبه، در حسينيه ارك درس داشتند.
اما در علم اصول‌الفقه، معالم‌الدين را نزد مرحوم پدرم خواندم. بعد دوباره آن را نزد آية الله مرتضی مقتدايي خواندم. ايشان الان سركار هستند. اصول مظفر را خدمت شيخ حسن تهراني خواندم. قوانين را خدمت شيخ محسن دوزدوزاني خواندم. مباحخث قطع و ظن رسائل را خدمت شيخ محمودي اشتهاردي خواندم – خداوند رحمتشان كند – مباحث برائت و استصحاب را نزد سيد ابوالفضل موسوي خواندم. جلد اول از شرح كفايه را هم نزد آية الله شيخ محمد فاضل خواندم، جلد دوم را نزد مرحوم ستوده خواندم. يك دوره كامل هشت ساله بحث خارج اصول را هم خدمت آية الله فاضل رفتم كه تقريراتش را نوشته‌ام، ايشان هم يك تأييديه‌اي براي آن نوشته‌اند. يك دوره هم خدمت آية‌الله شيخ جواد تبريزي بودم. اما علت اينكه چرا دو دوره درس خارج اصول رفتم اين بود كه خواستم بين اصول نجف و اصول قم را جمع كنم. در ذهنم بود كه يك اصول جديدي بنويسم. مدرسه‌ي اصول نجف، مرحوم آية الله خويي را ترسيم مي‌كند و مدرسه اصول قم، حضرت امام رحمه الله را ترسيم مي‌كرد. شاگرد مبرز حضرت امام رحمة الله، آية الله فاضل بودند و شاگرد مبرز آية الله خويي هم آقاميرزا جواد تبريزي هستند. لذا در دو درس اصول شركت كردم، و تقريرات هر دو را الان به طور كامل دارم، كه هر دوره‌اي هشت جلد مي‌شود. بعد هم چند ماهي، نزد آية الله شيخ وحيد خراساني رفتم. و چند ماهي هم نزد سيد محمد روحاني – خداوند رحمتشان كند – رفتم. ايشان اول كه از نجف آمدند، حضرت آية الله نجفي خيلي از نظر اصول ايشان را تأييد مي‌كرد. هم اصول و هم خارج فقه ايشان را شركت كردم. خارج مكاسب مي‌گفتند. بعد از آن اتفاقاتي افتاد و من ديگر نرفتم. اين راجع به اصول راجه به فقه هم جزء اول و دوم منهاج الصالحين سيد حكيم را و همچنين مختصر النافع و شرايع الاسلام را، از اول تا آخر، نزد مرحوم ابوي خواندم. كتاب‌الصلاة از عروة‌الوثقي را خدمت شيخ حسين تقوي خواندم – خدا رحمتش كند – جلد اول شرح لمعه را خدمت شيخ فلامرضا صلواتي خواندم – خداوند حفظش كند – جلد دوم شرح لمعه را هم خدمت شيخ مرتضي مقتدايي، در مدرسه‌ي آية‌الله گلپايگاني خواندم. بعد هم مكاسب را نزد آية الله ستوده خواندم – خداوند رحمتش كند – اما بحث خارج فقه را سه سال كتاب قضا را نزد آية الله العظمي گلپايگاني خواندم و سه سال هم كتاب قصاص را نزد آية الله العظمي نجفي مرعشي خواندم، كه تقريراتش را كتابخانه ايشان در سه جلد به نام «القصاص علي ضوء القرآن و السنة» چاپ كرد. بعد هم چهارده سال تقريباً كتاب الطهاة را نزد آية‌الله شيخ جواد تبريزي، هم حاضر شدم، كه تقريراتش را نوشته‌ام. دو سال ه مكتاب الصلوة را نزد آية‌الله سيد رضا صدر حاضر شدم. علم تفسير را را نزد آية الله شيخ حسين تقوي و آية الله شيخ عبد‌الله جوادي آملي خواندم. نهج‌البلاغه را نزد آية الله شيخ حسين نوري همداني خواندم. قبل از انقلاب ايشان نهج‌البلاغه تدريس مي‌كردند. علم نفس و تاريخ اديان را هم خدمت شيخ محمد آل‌اسحاق خواندم. علم هيئت را خدمت آية‌الله حسن‌زاده آملي كه در مسجد معصوميه مي‌گفتند، خواندم. خلاصة‌الحساب را نزد سيد جواد ذهني خواندم. علم درايه و علم رجال را هم نزد آية الله سيد موسي شبيري خواندم، كه در مدرسه حقاني مي‌گفتند.

الان هم درس خارج تشريف مي‌بريد.

نه ديگر، فارغ از خود شدم و كوس انا الحق بزدم. الان خودم درس خارج مي‌دهم. الان تقريباً سال چهارم است كه تدريس خارج را مشغول هستم.

در ايام تحصيل با چه كساني مباحثه مي‌كرديد؟

در ايام تحصيلي، در مدرسه‌ي آية الله گلپايگاني كه بودم، معمولاً هم‌بحث‌هاي من، حاج‌آقاي عليرضا رحيمي بودند، كه الان در قسم كامپيوتر كار مي‌كند. بعد آقاي حسن گنجي و شيخ حسن وطن‌خواه بودند. آقاي سيد حسن احمدی اصفهاني بودند، كه با هم درس خارج را مباحثه مي‌كرديم. آقاي فرحزاد بودند كه با هم لمعه را مباحثه مي‌كرديم. بيشتر بحثمان، با آقاي وطن‌خواه بود، الان مسئول دفتر تبليغات قوچان هستند. ايشان خيلي بزرگوار و مؤدب هستند.