زندگینامه ◄

زندگی نامه

مراکز و موسسات

آیت الله العظمی سیّد مفتی الشیعه (قدس سره) .

مفتی الشیعهمفتی الشیعه






آیت الله العظمی سیّد مفتی الشیعه (قدس سره) .


بسم الله الرحمن الرحيم
حمد وسپاس خدايي را كه بين علم واهل آن مردان پاكدامن وكاملي را خلق نموده وبه فضل وكرم خود اهل فهم را به منتهاي اميدش رسانده, حكيمي كه جوهر قلم را بر خون شهيدان راهش برتري بخشده وعلم مقرون با عمل رانجات بخش انسانها قرار داده...
شهادت مي دهم كه جز خداي يكتا وبي همتا خدايي ديگر سزاوار پرستش نيست ومحمد (صلي الله عليه وآله) بنده وآخرين فرستاده اوست كه مؤيد از جانب روح القدس وعقل كل است, وفرزندان معصوم از نسل وي بهترين خلايق عالم وحجتهاي خداوند بر بشرند.
وبعد,
علم ودانش از اموري است كه در اسلام به اهميت فرا:كيري آن سفارش زيادي شده ودر اين زمينه, قرآن مجيد در آيات عديده أي به مدح علم وعالمان پرداخته وبه طلب آن ترغيب وتشويق نموده است, آنجا كه مي فرمايد: ﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ﴾(1) همانا فقط عالمان از خداوند ترسانند, ونيز فرموده: ﴿ يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ﴾(2) خداوند ايمان آورندگان از شما وكساني را كه بدآنها دانش عطا شده درجاتي بخشيده است, ويا در جاي ديگر: ﴿قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾(3) بگو آيا كساني كه مي دانند با نادانانبرابرند؟! همانا عاقلان متذكر مي شوند.
_____________
(1). فاطر : 28
(2). المجادلة : 11
(3). الزمر : 9
همچنين احاديث وروايات فراواني از زبان پيامبر گرامي اسلام وائمه معصومين عليهم السلام وارد شده كه فقط به قطره اي از درياي بيكران آن حكمتها اشار مي شود:
از جمله آنها فرمايش رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله) است كه مي فرمايد: (فضل العالم علي العابد كفضل القمر علي سائر النجوم ليلة البدر, وإن العلماء ورثة الانبياء)(1) فضيلت دانشمندان بر عبادت پيشه همانند برتري ماه كامل بر ساير ستارگان است, وهمان عالمان وارثان پيامبرانند.
از امام محمد باقر (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: (عالم ينتفع بعلمه أفضل من سبعين عابد)(2) , عالمي كه از دانشش بهره گيرند برتر از هفتاد عابد است.
ونيز امام صادق عليه السلام فرمود: (إذا اراد الله بعبد خيرا فقهه في الدين)(3) وقتي خداوند خير وصلاح بنده أي را مي خواهد او ر فقيه در دين مي نمايد.
_____________
(1). اصول الكافي/ باب ثواب العالم والمعلم.
(2). اصول الكافي / باب فضل العلم.
(3). اصول الكافي / باب فضل العلم.
بانظر به اين آيات وروايات كه در تمجيد علم ومقام ومنزلت علماء واطاعت از آنها در اجراي احكام الهي آمده, به اهميت مقام عالمان ديني وامينان حدود خداوند پي مي بريم, آنان كه ملائكه پر وبالشان را بر زير پايشان مي افكند, ماهيان دريا وپرندگان آسمان براي آنها استغفار مي كندو..
جايگاه عالم وفقيه باتقوي آنچنان رفيع است كه امام معصوم (عليه السلام) آنها را نائب خود قرار داده ومي فرمايد: (من كان من الفقهاء صائناً لنفسه, مخالفاً لهواه, مطيعاً لأمر مولاه, فعلي العوام أن يقلدوه).
فقهايي كه خويشتن دار بوده وبا هواي نفس خويش مخالف مي ورزند وپيرو امر مولاي خود هستند, بر عوام الناس لازم است كه از آنها تقليد نمايند.
امتياز ويژه مكتب اهل بيت آن است كه هيچ دوره أي از وجود عالم ومتعلم خالي نبوده وخدمات ارزنده أي از طلوع اسلام تا به امروز انجام داده ومي دهند كه در اين راستا بعنوان مثال مي توان به دوران امام صادق (عليه السلام) كه فشارهاي سياسي كمتري بوده به چهار هزار راوي ودانشمند وشاگرد مكتب اهل بيت (عليه السلام) اشاره كرد كه تأثير عميقي در طول تاريخ بر مذاهب واديان مختلف گذارده وعلوم اسلامي را پر رونق وجلوه گر ساخته است.
شايان ذكر است: دانشي كه اهل بيت در مكتب خود بدان اهميت بخشيده اند ومردم را به فراخواندن آن تشويق وترغيب نموده اند (علم فقه) مي باشد كه شاهرگ حيات واقعي انسان وصلاح مرگ ومعاد انسان در آن مي باشد. علمي كه بيانگر قوانين الهي براي رسيدن انسانها به سر منزل خوشبختي وسعادت دو دنياست.
از نكات مهم مكتب فقهي اهل بيت اين است كه بعلت پيوند مستحكم واستوار آن با سرچشمه ي وحي الهي از سويي, وگستردگي آن از سويي ديگر هنوز با گذشت قرنها در طول تاريخ, استمرار وپويايي وغناي عظيم آن محفوظ مانده, واين نكته در هيچ مكتب فقهي ديگري يافت نمي شود.
با توجه به استمرار وبقاي هميشگي فقه شيعه, در هر دوره از زمان, فقيهان زاهد, عالمان عامل, وانديشمنداني نامور به دفاع از مذهب اهل بيت پرداخته با علم وعمل, وقدم وقلم خويش به بيان احكام خداوند پرداخته واسلام را به مردم عرضه نموده اند.
از سرچشمه هاي زلال علم وفقاهت شيعه در عصر حاضر, مرجع عاليقدر:
حضرت آية الله العظمي مفتي الشيعه موسوي(دام ظله)
مي باشد كه صفحات حاضر به قلم يكي از شاگردان معظم له بتاريخ 8 شعبان المعظم 1415 هـ . ق در مختصري از زندگي فردي, اجتماعي, علمي وخدمات ايشان, برشته ي تحرير در آمده است, باشد كه مورد توجه واستفاده ي دوستداران مكتب اهل بيت (عليهم السلام) وحاميان علوم اسلامي قرار گيرد:
نام وولادت معظم له:
نام ايشان, محمد بن محمد تقي بن مرتضي بن نقد علي بن مير علي رضا بن حسين, از سادات موسوي مي باشد. نسب ايشان به سيد ابراهيم اصغر ملقب به مرتضي فرزند امام همام موسي بن جعفر (عليهما السلام) منتهي مي شود.
وي در دهم ماه رجب سال 1347 هـ . ق (سال 1307 هـ .ش) در شهر اردبيل معروف به (دار الارشاد) ديده به جهان گشود.
والد معظم له:
والد ايشان آية الله العظمي سيد محمد تقي مفتي الشيعه اردبيلي(قدس سره) در گذشته ي سال 1361 هـ ق از مراجع تقليد وزعيم منطقه بوده وداراي تاليفات متعددي در فقه واصول ودو رساله ي عمليه بنامهاي (شجرة التقوي) و (ذخيرة العقبي) مي باشد. رساله ي اول در 18 ذي الحجه سال 1336 هـ ق بچاپ رسيده ورساله ي دوم در سال 1344 هـ ق به زيور طبع آراسته شد.
ايشان از شاگردان آخوند خراساني, سيد كاظم يزدي, وسيد محمد فشاركي اصفهاني بودند.
جدّ معظم له:
جدّ معظم له, آية الله العظمي سيد مرتضي خلخالي اردبيلي(قدس سره) از مراجع تقليد عصر خود بود كه پس از مراجعت از نجف اشرف حوزه ي علميه ي عظيمي تاسيس نمود وشمار زيادي از بزرگان منطقه در اين حوزه تحصيل نموده وبه مراتب عاليه نائل گرديده اند. آوازه ي شهرت اين حوزه آنچنان زبانزد مردم بود كه علاوه بر آذربايجان از بلاد ديگر نيز مانند قفقاز, بادكوبه, شيروان, سليان, ايروان, نخجوان ولنكران, تشنگان علم ومعرفت, راهي اين حوزه ي پر بركت مي شدند.
بيشتر اين علما وبزرگان از مناطقي بودند كه كمونيستها وحكومتهاي ماركسيستي بر آن تسلط داشتند, ومساجد, حسينيه ها ومدارس ديني را تخريب وعلما را قتل عام يا تبعيد مي نمودند.
سيد مرتضي خلخالي از شاگردان شيخ مرتضي انصاري (قدس سره) بوده وصاحب كرامات باهره بود.
ايشان در سال 1317 هـ ق درگذشت ودر مقبره ي خانوادگي خود واقع در تپه ي تاريخي يكي از بناهاي قديمي اردبيل بنام (مسجد جمعه) بخاك سپرده شد.
عموهاي معظم له:
1. فقيه كامل حضرت آية الله سيد احمد مجتهد, از شاگردان شيخ حسن مامقاني وفاضل شربياني, كه با دورانديشي وحسن تدبيرش در روزگاري كه اوضاع واحوال بر مؤمنين سخت شده بود آنها را سامان مي داد.
2. حضرت آية الله سيد موسي فقيه مرتضوي, عارف عابد وزاهدي كه به دريافت اجازات اجتهاد از اساتيد بزرگ خود ومراجع عظام همچون آية الله سيد ابو الحسن اصفهاني ومحقق نائيني ومحقق عراقي نائل گرديد. (قدس الله اسرارهم)
والده معظم له:
علويه ي جليله صبيّه ي سيد العلماء سيد باقر اردبيلي نجفي, كه در سال 1325 هـ ق به دريافت اجازه أي نيكو از استاد بزرگوارش مرجع بزرگ ديني شيخ محمد تقي شيرازي (قدس سره) فرزند مرحوم آية الله سيد حيبب الله اطهاري اردبيلي از نوادگان سيد حسين مجتهد بزر:ك پسر خواهر محقق كركي عاملي نزيل اردبيل وشيخ الاسلام اردبيل در زمان شاه طهماسب صفوي بود.
فرزندان ذكور معظم له:
خداوند هفت فرزند ذكور به ايشان عطا فرموده كه سه تن آنها از فضلاي حوزه ي علميه مي باشند:
1. حجة الاسلام والمسلمين سيد محمد تقي.
2. حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمد زكي.
3. ثقة الاسلام سيد ابو الفضل. (ادام الله وجودهم)
اصالت خانوادگي:
اين خانواده يكي از خانواده هاي قديم واصيل مي باشند كه در بسياري از اماكن مشهور اسلامي مانند نجف اشرف, قم, ارديبل, قزوين, خلخال, رشت, تهران وغيره مسكونند. خانواده أي اصيل كه در نيل به فضائل معنوي پيشرو ودر طلب علم وتجارب ادبي موفق بوده اند. آنچه كه باگذشت ايام ومرور زمان در اين خانواده مشاهده مي گردد گروهي زياد از فقيهان, اديبان, شاعران, وسياستمداران بزرگ است كه زعامت ديني ودنيوي را بعهده داشته وبسياري از آنان در علوم مختلف از جمله علوم نفساني به مرتبه ي والايي رسيده اند. بنابر اين جاي شگفت نيست اگر در كتابهاي معجمي وسيره, شرح حال بسياري از رجال واديبان اين خانواده مشاهده مي شود, وصفحات زيادي به تقدير وتكريم از فضائل وآثار فكري اين بزرگواران اختصاص يافته است.
دوران جواني:
پس از اينكه در 29 ذي القعده 1361 هـ ق روز شهادت امام محمد تقي (عليه السلام) والد معظم له به رفيق اعلي پيوست, در سوگ ايشان عزاي عمومي اعلام شده وتا چهل روز مجالس ترحيم برقرار بود. در آخرين روز اين مجالس, معظم له به پوشيدن لباس پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله) مفتخر گشته وبه دست مرجع ديني آية الله العظمي سيد يونس اردبيلي (قدس سره) ملبس گشتند. سيد يونس در آن هنگام در اردبيل مقيم بود, وسپس به مشهد الرضا(عليه السلام) منتقل گشت.
در سال 1363 هـ ق به اذن عموي فقيه ايشان, سيد موسي فقيه مرتضوي, امامت مسجد والدش كه معروف به <مسجد بازار> بود ونيز اممت (مسجد سيد احمد) را بعهده گرفت. از آنجا كه ايشان جواني خوش كردار وخليق بود واز خانواده أي علمي واصيل شمرده مي شد, مردم نماز جماعت ايشان را به گرمي استقبال مي نمودند وبراي وي احترامي خاص قائل بودند, وجهت حل مشكت خود يا خانواده بدو رجوع مي نمودند.
معظم له همچنان كه در بين مردم به تقوا وعفت مشهور بود, در بين علما ومحصلان نيز به فضيلت وعدالت معروف بود.
خصوصيات اخلاقي:
معظم له, قليل الكلام بوده وجز در مسائل علمي يا ذكر خداوند, اطاله ي سخن نمي كند, وهنگام سخن در مجالس, به نحوه ي سلوك علماي قديم وتواريخ عبرت انگيز آنها ويا طرح مسائل فقهي, اصولي ويا روايات معصومين (عليهم السلام) مي پردازد, دائماً در فكر بوده, تقوا پيشه, داراي لهجه أي صادق ومستقيم, آزاد راي وآزاده, ودر نزد طبقات مختلف مردم خصوصاً در بلاد خود ودوستان معاشر, به ورع وعبادت معروف است.
دوران تحصيل:
معظم له در تحصيل علم, وفهم ظرايف علوم ومعارف داراي هوش ممتاز واستعداد فراواني بودند كه آثار نبوغ وذكاوت بيش از حد از چهره ي ايشان نمايان بود.
مقدمات وسطوح عاليه را نزد علماي بزرگ ونخبه ي اردبيل فرا گرفته, كه از جمله ي آن, تلاميذ مرحوم والدشان آية الله سيد محمد تقي مفتي الشيعه بود, رسائل را نزد آية الله شيخ غلامحسين غروي, ومكاسب را نزد عموي خود آية الله سيد موسي فقيه مرتضوي آموخت.
هجرت به قم:
در سال 1367 هـ ق به شهر مقدس قم هجرت نموده ودر درس مراجع بزرگ وعاليقدر آن زمان شركت نمودند:
1. زعيم عاليقدر حضرت آية الله العظمي بروجردي (قدس سره), بحث خارج فقه, (كتاب صلاة).
2. حضرت آية الله العظمي سيد محمد حجت كوه كمري (قدس سره) بحث خارج فقه (كتاب بيع).
3. حضرت آية الله العظمي خميني (قدس سره), بحث اصول.
4. حضرت آية الله العظمي سيد محمد محقق داماد (قدس سره), بحث فقه (طهارت).
5. همچنين درسهاي تفسير, هيئت وفلسفه را از محضر استاد بزرگوار علامه سيد محمد حسين طباطبائي (قدس سره) بهره مند گرديد.
در آن هنگام تنها به تحصيل اكتفا نفرموده بلكه خود نيز در سطح عالي به تدريس رسائل, نكاسب, كفايه, منظومه وتربيت طلاب برجسته ي حوزه پرداختند.
هجرت به نجف اشرف:
16 ربيع المولود سال 1374 هـ ق مطابق با 1333 هـ ش جهت تكميل درسهاي استنباطي وبهره گرفتن از چشمه ي جوشان علم ومعرفت راهي شهر فقه وفقاهت, علم واجتهاد, شهر امير مؤمنان علي (عليه السلام) نجف اشرف شدند ونزد مراجع بزرگ آن زمان تلمذ نمودند, همچون آيات عظام ومراجع عاليقدر:
1. حضرت آية الله العظمي سيد محسن طباطبائي حكيم(قدس سره).
2. آية الله العظمي سيد محمود شاهرودي (قدس سره).
3. حضرت آية الله العظمي سيد ابو القاسم خوئي (قدس سره).
4. بيش از همه ملازمت درسهاي استاد الفقهاء آية الله العظمي شيخ حسين حلي (قدس سره) نفسه الزكيه را اختيار نمودند وبهره ي وافي وكافي از ايشان بردند كه بيش از ده سال با اهتمام تمام به نوشتن تقريرات استاد اشتغال ورزيدند, به گونه أي كه معظم له يكي از اركان حوزه ي بحث آية الله العظمي حلي بشمار آمده ويك دوره ي كامل بحثهاي اصولي وعروه استاد را برشته ي تحرير در آوردند.
5. در سال 1378 هـ ق پس از بازگشت از فريضه ي حج وفارغ شدن از حوزه ي درسي آية الله حلي, خود مستقلاً به تدريس فقه واصول وتاليف وتحقيق كتاب پرداختند.
بازگشت به وطن:
در سال 1379 هـ ق گروهي از بزرگان وافراد موجّه اردبيل كه به نجف مشرف شده بودند خدمت حضرت آية الله العظمي حكيم آمده تقاضا نمودند كه آية الله مفتي الشيعه را بعنوان وكيل خود به اردبيل بفرستند.
نظر به اينكه مرحوم حكيم خواهان بقاي ايشان در نجف اشرف بودند ليكن بجهت اصرار آنها وضرورت وجود ايشان در اردبيل, بدين امر موافقت ورزيده ومعظم له عازم اردبيل شدند.
در سال 1380 هـ ق با رحلت زعيم عاليقدر عالم تشيع آية الله العظمي بروجردي مردم آذربيجان توسط ايشان به آية الله العظمي حكيم رجوع نمودند ودر حل مشكلات ومعضلات اجتماعي ومسائل واحكام شرعيه به معظم له مراجعه مي نمودند.
پس از گذشت يك سال ونيم مجدداً جهت پيوند رشته هاي گسسته ي علمي وكارهاي تحقيق نيمه تمام به نجف اشرف بازگشتند تا فعاليتهاي درس وتدريسي خود را به نحو احسن به اتمام برسانند.
تأليفات:
معظم له مجموعه كاملي در فقه واصول از تقريرات اساتيد بزرگ خود كه در درس آنها شركت كرده بودند جمع آوري نموده كه مورد تقدير وستايش اساتيد وبزرگان اهل فن حوزه ي علميه قرار گرفته است.
از تأليفاتي كه در ذيل بر شمرده مي شود پنج تأليف اول در حوزه ي علميه قم نگاشته شده وبقيه مربوط به حوزه ي نجف اشرف مي باشد:
1. كتاب بيع, درس خارج آية الله العظمي حجت (قدس سره).
2. كتاب صلاة, بحث آية الله العظمي بروجردي (قدس سره).
3. كتاب طهارت, بحث آية الله العظمي محقق داماد (قدس سره).
4. دوره اي اصول (مباحث الفاظ وبحث لاجبر ولا تفويض با استدلال عقلي وشرعي), بحث آية الله العظمي خميني(قدس سره).
5. نظريات استاد بزرگوار علامه طباطبائي در مباني فلسفه موجود در منظومه واسفار به عنوان (تعليقات الاستاد العلامة).
6. تقرير بحث (صلاة المسافر والجمعة) وجمله أي از مسائل مهم حج, آية الله العظمي سيد محمود شاهرودي(قدس سره).
7. دوره كامل خارج اصول, آية الله العظمي سيد ابو القاسم خوئ(قدس سره).
8. دوره ي كامل خارج بيع وخيارات وخارج عروه <طهارت>, استاد الفقهاء آية الله العظمي شيخ حسين حلي (قدس سره).
9. رساله در قاعده لاضرر ولا ضرار.
10. شرح كفاية الاصول آخوند خراساني(قدس سره).
11. رساله أي در لباس مشكوك.
12. رساله أي در فروع علم اجمالي.
13. رساله أي در قاعده ي <اقرار> ورضاع وغيره از مباحث مهم.
14. (فقه مبسوط), اين كتاب به طرح ورسيدگي مسائل فقهي با روشي خاص پرداخته ودر بردارنده ي قواعد اصولي واستلالي مي باشد. در اين كتاب روش استدلال بدين صورت است كه ابتدا از قرآن وسنت احكام وادله بيان شده وسپس اصول عمليه درج شده است.
علاوه بر اينها معظم له داراي تأليفات ديگري در علم اخلاق وعلم نفس وتعليقاتي بر كتاب <الاسفار الاربعة> وبعضي از ديگر علوم مي باشد كه از خداوند توفيق چاپ آنها را مسألت مي داريم.
از ديگر تأليفات, رساله ي عمليه (توضيح المسائل, المسائل المستحدثة) ونيز منهاج الصالحين در دو جلد, حاشيه بر عروه ومناسك حج عربي وفارسی ومنتخب المسائل مي باشد.
منزلت علمي:
حضرت آية الله العظمي مفتي الشيعه به دريافت اجازات مهمي از علماي بزرگ وآيات ومراجع عظام در اجتهاد واسناد واستناد نائل گرديده است.
نوشته هاي بسياري از علما ومراجع عصر واساتيد بزرگ وي, دلالت بر مقام رفيع وعظيم ايشان در علم وتقوا, وجايگاه ولايش در نفوس دارد. در اين اجازات وي را داراي مقامات معنوي وظاهري واهل نظر وتحقيق بر شمرده اند كه بركات انفاسش هميشه جاري وساري است.
حتي بعضي از علما ومراجع بزرگ, معظم له را در كارهاي مهم مورد مشاوره قرار مي دادند كه ذكر آن در اين مختصر نمي گنجد, وهمين بس كه حضرت آية الله العظمي سيد محمود شاهرودي در نامه ي مؤرخه ي 26 ذيقعده ي 1390 هـ ق در باره ي سفر ايشان به ايران مرقوم فرمودند كه : (حتي الامكان بقاي ايشان را در نجف اشرف بخاطر نياز حوزه ي علميه ي نجف اشرف به خدمات ايشان وامثال ايشان لازم مي دانم).
خدمات اجتماعي:
معظم له در خدمت مستضعفان كوشش فراوان دارد چنانچه در احداث مجموعه أي از مدارس وبناهاي خيريه شركت فرموده وسهم بسزائي در تاسيس مساجد ودرمانگاهها داشته است.
تنها همين موارد نبوده بلكه براي برادران مؤمن اجازاتي صادر فرمودند كه از وجوهات در پروژهايي كه مستمندان ونيازمندان از آن استفاده مي كنند صرف نمايند.
اخراج از نجف:
در سال 1396 هـ ق رژيم حاكم بر عراق طي حكم جابرانه أي تصميم گرفت تا حوزه ي علميه ي نجف اشرف را از ميان ببرد, حوزه أي كهن با پايه هاي استوار علمي كه معدن علوم آل محمد (عليهم السلام) ومركز تمدن جهان تشيع وپايگاه انديشمندان وفلاسفه ي زمان واقطاب دين اسلاميو علما ومراجع اماميه ومبلغن مذهب جعفري بود.
در آن زمان فرمان تبعيد علماء وطلاب ايراني وهندي وترك وپاكستاني وافغاني به بهانه ياجنبي بودن آنها صادر شد. از طرفي عده أي از افراد موجّه به زندان افكنده شده ويا تحت شرايط سخت قرارگرفتند. از جمله حضرت آية الله العظمي مفتي الشيعه همراه با جمع زيادي از استاتيد وعلماء پس از چند روز زنداني عمومي وانفرادي به سوي ايران اخراج شدند.
بازگشت به قم:
معظم له پس از ورود به ايران در حوزه ي علميه ي قم در جوار كريمه ي اهل بيت حضرت معصومه (سلام الله عليها) اقامت گزيدند تا به وظايف شرعيه اعم از تدريس وتهذيب وتأليف ورفع نيازهاي مردم وحلّ مشكلات اجتماعي آنان اقدام نمايند.
پس از ارتحال مرجع عاليقدر شيعه زعيم حوزه ي علميه حضرت آية الله العظمي خوئي, وزعامت ديني حضرت آية الله العظمي سبزواري, معظم له كليه ي امور متعلق به دادن اجازات وتعيين وكلا ونمايندگان در داخل وخارج وپاسخ به مسائل واستفتائات را به آية الله العظمي مفتي الشيعه سپردند.
در پاينان به عبارتي كه مرحوم حضرت آية الله العظمي سبزواري در باره ي شخصيت ايشان فرمودند بسنده مي كنيم: (السيد المفتي المبجل, وقد كان عهدنا بكم أنكم الكفؤ الكريم وأنكم أهل لكل فضل وفضيلة).
عبد المنعم الموسوي النجفي
منبع:http://www.moftialshia.ir/index.php?page=General.Biography